يكشنبه: 1404/11/19

مسأله 2132. حق به هم زدن معامله را خیار می‎گویند و خریدار و فروشنده در دوازده صورت می‎توانند معامله را به هم بزنند:

اول ـ آن كه از مجلس معامله متفرق نشده باشند و این خیار را خیار مجلس می‎گویند.

دوم ـ آن كه فروشنده یا خریدار مغبون شده باشد «خیار غبن».

سوم ـ در معامله قرار داد كنند كه تا مدت معینی هر دو یا یكی از آنان بتوانند معامله را به هم بزنند «خیار شرط».

چهارم ـ فروشنده یا خریدار، مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد، و طوری كند كه قیمت مال در نظر مردم زیاد شود «خیار تدلیس».

فارسی
دوشنبه / 12 آبان / 1393

مسأله 2127. اگر طلا را به طلا یا نقره را به نقره بفروشد، سكه‌دار باشد یا بی‌سكه، در صورتی كه وزن یكی از آن‌ها زیادتر از دیگری باشد، معامله حرام و باطل است.

مسأله 2128. اگر طلا را به نقره یا نقره را به طلا بفروشد، معامله صحیح است، و لازم نیست وزن آن‌ها مساوی باشد.

مسأله 2129. اگر طلا یا نقره را به طلا یا نقره بفروشند، باید فروشنده و خریدار پیش از آن كه از یكدیگر جدا شوند، جنس و عوض آن را به یكدیگر تحویل دهند، و اگر هیچ مقدار از چیزی را كه قرار گذاشته‎اند تحویل ندهند، معامله باطل است.

فارسی

مسأله 2121. انسان نمی‎تواند جنسی را كه سلف خریده پیش از تمام‌شدن مدت بفروشد و بعد از تمام‌شدن مدت، اگر چه آن را تحویل نگرفته باشد، فروختن آن اشكال ندارد ولی فروختن غله، مانند گندم و جو پیش از تحویل‌گرفتن آن مكروه است.

مسأله 2122. در معامله سلف اگر فروشنده جنسی را كه قرارداد كرده در موعدش تحویل بدهد، مشتری باید قبول كند، و نیز اگر بهتر از آنچه قرار گذاشته بدهد و طوری باشد كه از همان جنس حساب شود، مشتری باید قبول نماید.

فارسی

مسأله 2120. معامله سلف شش شرط دارد:

اول ـ خصوصیاتی را كه قیمت جنس به واسطه آن‌ها فرق می‎كند معین نمایند ولی دقت زیاد هم لازم نیست، همین‌قدر كه مردم بگویند: خصوصیات آن معلوم شده كافی است. پس معامله سلف در نان و گوشت و پوست حیوان و مانند این‌ها كه نمی‎شود خصوصیاتشان را كاملاً معین كرد، باطل است.

فارسی

مسأله 2118. معامله سلف آن است كه مشتری پول را بدهد كه بعد از مدتی جنس را تحویل بگیرد و اگر بگوید: این پول را می‎دهم كه مثلاً بعد از شش ماه فلان جنس را بگیرم؛ و فروشنده بگوید: قبول كردم، یا فروشنده پول را بگیرد و بگوید: فلان جنس را فروختم كه بعد از شش ماه تحویل بدهم، معامله صحیح است.

فارسی

مسأله 2112. اگر جنسی را نقد بفروشند، خریدار و فروشنده بعد از معامله می‎توانند جنس و پول را از یكدیگر مطالبه نموده و تحویل بگیرند، و تحویل‌دادن خانه و زمین و مانند این‌ها به این است كه آن را در اختیار خریدار بگذارند كه بتواند در آن تصرف كند، و تحویل‌دادن فرش و لباس و مانند این‌ها به این است كه آن را طوری در اختیار خریدار بگذارند كه اگر بخواهد آن را به جای دیگر ببرد فروشنده جلوگیری نكند.

فارسی

مسأله 2107. فروش میوه‎ای كه گل آن ریخته و دانه بسته، پیش از چیدن صحیح است، و نیز فروختن غوره بر درخت اشكال ندارد.

مسأله 2108. اگر بخواهند میوه‎ای را كه بر درخت است، پیش از آن كه دانه ببندد و گلش بریزد بفروشند، باید او را به تبع چیزی از حاصل زمین مانند سبزی‎ها بفروشند، و هم‌چنین است حكم بنابر احتیاط لازم اگر میوه بیش از یك سال را بفروشند. بلی، اگر با مشتری شرط كنند كه میوه را پیش از دانه بستن بچیند، بدون ضمیمه معامله صحیح است.

فارسی

مسأله 2105. در خرید و فروش لازم نیست صیغه عربی بخوانند، بلكه اگر فروشنده به فارسی بگوید: این مال را در عوض این پول فروختم؛ و مشتری بگوید: قبول كردم؛ معامله صحیح است، ولی خریدار و فروشنده باید قصد انشاء داشته باشند، یعنی به گفتن این دو جمله مقصودشان خرید و فروش باشد.

مسأله 2106. اگر در موقع معامله صیغه نخوانند، ولی فروشنده در مقابل مالی كه از خریدار می‎گیرد، مال خود را ملك او كند و او بگیرد، معامله صحیح است، و هر دو مالك می‌شوند.‎

فارسی

مسأله 2098. جنسی كه می‎فروشند و چیزی كه عوض آن می‎گیرند پنج شرط دارد:

اول ـ آن كه مقدار آن با وزن یا پیمانه یا شماره و مانند این‌ها معلوم باشد.

دوم ـ آن كه بتوانند آن را تحویل دهند. بنابراین فروختن اسبی كه فرار كرده صحیح نیست، ولی اگر اسبی را كه فرار كرده با چیزی كه می‎تواند تحویل دهد، مثلاً با یك فرش بفروشد، اگر چه آن اسب پیدا نشود، معامله صحیح است.

سوم ـ آن كه خصوصیاتی را كه در جنس و عوض هست و به واسطه آن‌ها میل مردم به معامله فرق می‎كند، معین نمایند.

فارسی

مسأله 2089. برای فروشنده و خریدار شش چیز شرط است:

اول ـ آن كه بالغ باشند.

دوم ـ آن كه عاقل باشند.

سوم ـ آن كه سفیه نباشند، یعنی مال خود را در كارهای بی‌خود و بیهوده مصرف نكنند.

چهارم ـ آن كه قصد خرید و فروش داشته باشند. پس اگر مثلاً به شوخی بگوید كه مال خود را فروختم، معامله باطل است.

پنجم ـ آن كه كسی آن‌ها را مجبور نكرده باشد.

فارسی

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - آیت الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی