شنبه: 1404/11/18

مسأله 2610. اگر حیوان حلال‌گوشت وحشی و یا اهلی را كه وحشی‌شده با اسلحه شكار كنند، با پنج شرط حلال و بدنش پاك است:

فارسی
چهارشنبه / 14 آبان / 1393

مسأله 2609. چند چیز در سر بریدن حیوان، مكروه است:

اول ـ آن كه كارد را پشت حلقوم فرو كنند و به طرف جلو بیاورند كه حلقوم از پشت آن بریده شود.

دوم ـ آن كه پیش از بیرون‌آمدن روح، سر حیوان را از بدنش جدا كنند، بلكه احتیاط واجب ترك این كار است، اگر چه گوشت ذبیحه به واسطه آن حرام نمی‎شود، ولی اگر از روی غفلت یا به واسطه تیزبودن كارد بی‎اختیار سر حیوان جدا شود، مكروه نیست.

سوم ـ آن كه پیش از بیرون‌آمدن روح، پوست حیوان را بكنند، بلكه احتیاط واجب ترك آن است اگر چه گوشت ذبیحه به واسطه آن حرام نمی‎شود.

فارسی

 مسأله 2608. چند چیز در سر بریدن حیوان مستحب است:

اول ـ موقع سر بریدن گوسفند، دو دست و یك پای آن را ببندند و پای دیگرش را باز بگذارند و موقع سر بریدن گاو چهار دست و پایش را ببندند و دم آن را باز بگذارند، و موقع كشتن شتر دو دست آن را از پایین تا زانو، یا زیر بغل به یكدیگر ببندند، و پاهایش را باز بگذارند، و مستحب است مرغ را بعد از سر بریدن رها كنند تا پر و بال بزند.

دوم ـ كسی كه حیوان را می‎كشد رو به قبله باشد.

سوم ـ پیش از كشتن حیوان، آب جلوی آن بگذارند.

فارسی

مسأله 2604. در تذكیه شتر، علاوه بر پنج شرطی كه برای سر بریدن حیوانات گفته شد، باید كارد یا چیز دیگری را كه از آهن و برنده باشد، در گودی بین گردن و سینه‎اش فرو كنند.

مسأله 2605. وقتی می‎خواهند كارد را به گردن شتر فرو ببرند، بهتر است كه شتر ایستاده باشد، ولی اگر در حالی كه زانوها را به زمین زده، یا به پهلو خوابیده و دست و پا و سینه‎اش رو به قبله است كارد را در گودی گردنش فرو كنند، اشكال ندارد.

فارسی

مسأله 2603. سر بریدن حیوان پنج شرط دارد:

اول ـ كسی كه سر حیوان را می‎برد؛ چه مرد باشد چه زن، باید مسلمان باشد و اظهار دشمنی با اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله نكند، و بچه مسلمان هم اگر ممیز باشد، یعنی خوب و بد را بفهمد، می‎تواند سر حیوان را ببرد.

دوم ـ سر حیوان را با چیزی ببرند كه از آهن باشد، ولی چنان‌چه آهن پیدا نشود و محتاج به ذبح حیوان باشند با چیز تیزی كه چهار رگ را جدا كند، مانند شیشه و سنگ تیز می‎شود سر حیوان را برید.

فارسی

مسأله 2600. دستور سر بریدن حیوان آن است كه حلقوم «مجرای نفس» و مری «مجرای غذا» و دو شاهرگ را كه در دو طرف حلقوم است، كه به آن‌ها اوداج اربعه «چهار رگ» گفته می‎شود، از پایین برآمدگی زیر گلو به‌طور كامل ببرند، و اگر آن‌ها را بشكافند، كافی نیست.

مسأله 2601. اگر بعض از چهار رگ را ببرند و صبر كنند تا حیوان بمیرد بعد بقیه را ببرند فایده ندارد، بلكه اگر به این مقدار هم صبر نكنند، ولی به‌طور معمول چهار رگ را طوری پشت سر هم نبرند كه یك كار شمرده شود، اشكال دارد اگر چه پیش از جان‌دادن حیوان، بقیه رگ‎ها را ببرند.

فارسی

مسأله 2592.  اگر حیوان حلال‌گوشت را به دستوری كه بعداً گفته می‎شود سر ببرند؛ وحشی باشد یا اهلی بعد از جان‌دادن، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است، ولی حیوانی كه نجاست‎خوار شده، اگر به دستوری كه در شرع معین نموده‎اند، آن را استبراء نكرده باشند، و حیوانی كه انسان با آن وطی «نزدیكی» كرده بعد از سر بریدن، گوشت آن حلال نیست.

فارسی

 مسأله 2573. مال گمشده را اگر انسان پیدا می‎كند و از قسم حیوان نیست، اگر نشانه‎ای نداشته باشد كه به واسطه آن، صاحبش معلوم شود، بنابر احتیاط لازم باید از طرف صاحبش صدقه بدهد.

فارسی

غصب آن است كه انسان از روی ظلم، بر مال یا حق كسی مسلط شود، و این یكی از گناهان بزرگ است كه اگر كسی انجام دهد، در قیامت به عذاب سخت گرفتار می‎شود. از حضرت پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله روایت شده است كه: هر كس یك وجب زمین از دیگری غصب كند، در قیامت آن زمین را از هفت طبقه آن مثل طوق به گردن او می‎اندازند.

مسأله 2554. اگر انسان نگذارد مردم از مسجد و مدرسه و پل و جاهای دیگری كه برای عموم ساخته شده استفاده كنند، حق آنان را غصب نموده، و هم‌چنین است اگر كسی در مسجد جایی برای خود بگیرد و دیگری نگذارد كه از آنجا استفاده نماید.

فارسی
چهارشنبه / 14 آبان / 1393

مسأله 2545. اگر با زن نامحرمی به گمان این‌كه عیال خود اوست، نزدیكی كند؛ چه زن بداند كه او شوهرش نیست، یا گمان كند شوهرش می‎باشد، باید عدّه نگهدارد.

مسأله 2546. اگر با زنی كه می‎داند عیالش نیست زنا كند، چنان‌چه زن بداند كه آن مرد شوهر او نیست، لازم نیست عدّه نگهدارد، و در صورتی كه زن گمان كند شوهرش می‎باشد، احتیاط مستحب نگهداشتن عدّه است.

مسأله 2547. اگر مرد، زنی را گول بزند كه از شوهرش طلاق بگیرد، و زن او شود، طلاق و عقد آن زن صحیح است، ولی هر دو معصیت بزرگی كرده‎اند.

فارسی

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - آیت الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی