در عصر شكوفایی علم و انفجار اطلاعات كه امكان آگاهی عموم نسبت به دقایق و ظرایف علوم و دسترسی به اطلاعات جامع و كامل وجود ندارد، افراد متناسب با ویژگیهای فردی و اجتماعی و موقعیتهای زمانی و مكانی خود، تلاش مینمایند تا صرفاً به آن بخش از علوم و آگاهیها دست یابند كه بتواند جوابگوی نیازهای روزمره زندگی آنان باشد.
نقد و نظر: این طبقهبندی رجال که ایشان انجام دادند چه فوایدی در فهم روایات و تشخیص صحت و سقم آن دارد؟ و آیا به این شیوه از فقهای شیعه کسی رجال را طبقهبندی کرده بود؟ و آیا معظمله این روش را از عامه اقتباس نموده بودند؟
کتابی مثل کتاب «مفتاح الکرامة» که کمتر مورد مراجعه بود، بهواسطه سبک تدریس ایشان و عنایتی که به بررسی اقوال فقهای شیعه، مخصوصاً قدما داشتند، بین مدرسین و در حوزهها متداول و مورد مراجعه شد.
نقد و نظر: آیا سبکی که آیتالله بروجردی در اجتهاد داشتند، مانند احاطه بر فقه و استفاده کمتر از اصول، میتوان گفت كه در تحصیل حکم شارع اطمینان بیشتری میآورد؟
نقد و نظر: ایشان با تسلطی که بر اصول داشتند و حتی صاحب ابتکاراتی نیز در آن بودهاند، در مقام استنباط، کمتر به اصول تمسک میکردند. چنین شیوهای در بعضی از شاگردانشان مشاهده میشود، علت این موضوع چیست؟
همین کتاب «خلاف» در دسترس و مورد مراجعه نبود و آیتالله العظمی بروجردی بودند که امر به طبع و نشر آن کردند و این علم را از نو متداول ساختند. آن مرحوم با احاطه عجیبی که به اقوال صحابه و علمای اسلام از هر فرقه داشتند، اهمیت این علم و نیاز فقیه را به آن روشن نمودند؛ بهطوریکه کتاب «خلاف» پس از طبع اول و دوم که به امر ایشان انجام گرفت، مکرر به طبع رسید. یکی دیگر از فواید این
نقد و نظر: آیتالله بروجردی به اقوال ائمه عامه و نظریات صحابه احاطه داشت، چون معتقد بود که بدون اطلاع از فضا و محیط صدور روایت، بررسی و فهم کامل آن میسر نیست، و تنها یک معنای ظاهری از لفظ استفاده میشود. آیا این شیوه از ابتکارات ایشان بود؟
احاطه بر فقه عامه و شناخت محیط و فضای صدور روایت تا چه اندازه در اجتهاد تأثیر دارد؟