شنبه: 1404/05/25

مسأله 2145. اگر فروشنده قیمت خرید جنس را به مشتری بگوید، باید تمام چیزهایی را كه به واسطه آن‌ها قیمت مال كم یا زیاد می‎شود بگوید، اگر چه به همان قیمت یا به كمتر از آن بفروشد، مثلاً باید بگوید: كه نقد خریده یا نسیه، و چنان‌چه بعضی از آن خصوصیات را نگوید و بعداً مشتری بفهمد، می‎تواند معامله را به هم بزند.

فارسی
دوشنبه / 12 آبان / 1393

مسأله 2132. حق به هم زدن معامله را خیار می‎گویند و خریدار و فروشنده در دوازده صورت می‎توانند معامله را به هم بزنند:

اول ـ آن كه از مجلس معامله متفرق نشده باشند و این خیار را خیار مجلس می‎گویند.

دوم ـ آن كه فروشنده یا خریدار مغبون شده باشد «خیار غبن».

سوم ـ در معامله قرار داد كنند كه تا مدت معینی هر دو یا یكی از آنان بتوانند معامله را به هم بزنند «خیار شرط».

چهارم ـ فروشنده یا خریدار، مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد، و طوری كند كه قیمت مال در نظر مردم زیاد شود «خیار تدلیس».

فارسی

مسأله 2098. جنسی كه می‎فروشند و چیزی كه عوض آن می‎گیرند پنج شرط دارد:

اول ـ آن كه مقدار آن با وزن یا پیمانه یا شماره و مانند این‌ها معلوم باشد.

دوم ـ آن كه بتوانند آن را تحویل دهند. بنابراین فروختن اسبی كه فرار كرده صحیح نیست، ولی اگر اسبی را كه فرار كرده با چیزی كه می‎تواند تحویل دهد، مثلاً با یك فرش بفروشد، اگر چه آن اسب پیدا نشود، معامله صحیح است.

سوم ـ آن كه خصوصیاتی را كه در جنس و عوض هست و به واسطه آن‌ها میل مردم به معامله فرق می‎كند، معین نمایند.

فارسی

مسأله 2089. برای فروشنده و خریدار شش چیز شرط است:

اول ـ آن كه بالغ باشند.

دوم ـ آن كه عاقل باشند.

سوم ـ آن كه سفیه نباشند، یعنی مال خود را در كارهای بی‌خود و بیهوده مصرف نكنند.

چهارم ـ آن كه قصد خرید و فروش داشته باشند. پس اگر مثلاً به شوخی بگوید كه مال خود را فروختم، معامله باطل است.

پنجم ـ آن كه كسی آن‌ها را مجبور نكرده باشد.

فارسی
اشتراک در RSS - معامله